خرید بک لینک

درباره سایت

pst 5

امکانات وب

خدایا بعد از چند سال دارم مینویسم!!خیلی اتفاقی اومدم بلاگفاخیلییی اتفاقی!انگار قسمت بود بنویسماز چی بنویسم حالااز کجای زندگیم؟از قسمتای خوب یا بد؟قسمت خوب هم داره زندگیم اصلا؟نامردیه اگه بگم نه البتهخونه ی جدید-شغل جدید-ماشینالبته ماشین رو امیدوارم:))از خودم راضی نیستمنمیدونم چرا هیچوقت از خودم راضی نیستماون حس رضایت کی میاد یعنیکاش یکی بود بهم میگفت داری خوب پیش میری بهم اطمینان میداد حس کافی بودن میداد...کافی نیستم خودم میدونمحس میکنم دارم تلف میکنم عمرم رونیاز به یه برنامه ریزی حسابی دارمخدایا کاش یکی بود منو هول میدادحس میکنم خیلی دارم ناله میکنم دیگهههناشکر نیستم البته خیلی از چیزایی که سال های قبل میخواستم رو الان دارمو عمیقا شکرگذارمببخشید خدایا اگر بیشتر وقتا یادم میره که بگمممنونم ازتتا اینجا که خیلی هوامو داشتیبه نگاهت روی خودم ایمان دارماز الان به بعد بیشتر نیازش دارم حتی:)دریغش نکنی ازم...هدف گذاری کنیم حالابلند مدتش میشه تا آخر امسال-مطالعه (حداقل ماهی یک کتاب/9تا میشه تا اخر امسال)-بالا بردن اطلاعات اجراییم تا حد متوسط حداقل-راه انداختن پیج شخصیم-کار کردن روی قدرت مذاکره ام-گرفتن ماشینم و یادگرفتن رانندگی-کنترل وزنم و ورزشفعلا همینا به ذهنم رسیده حالا بریم برای کوتاه مدتاتا 12 تیر-تموم کردن کتابم تا اخر ماه و شروع کتاب جدید از اول تیر-کنترل وزنم حداقل تا 2 کیلو+ورزش-پس انداز قسمتی از درآمدم برای ماشین-دنبال کار دوم رفتن-آماده کردن حداقل دو محتوا برای پیجم-آماده کردن مقدمات سفرمون-دیدن چند ویدیو آموزشی در خصوص کارم-بررسی نمونه های موفق و نوت برداریدیگه بیشترش نمیکنم به همینا هم اگر برسم شاهکار کردمالبته اگر نداریم باید انجامشون بدمباااایدببینم چه میکنی عزیزممن بهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید نجفی تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1402 ساعت: 11:30

بعد از دوسال دوباره دارم مینویسمدومین سال تحویل نحس عمرمو هم تجربه کردم امیدوارم خدا نخواد با سومی هم امتحانم کنه:)چقد اشک ریختم واسه خونواده های داغدار...با پوست و گوشت و استخونم دردشونو میفهمماین موادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید نجفی تاريخ: سه شنبه 12 فروردين 1399 ساعت: 6:06

بیا بی بهونه برگرد پیش این دیوونه برگرد حتی یه شبه دیگه به اون شبای خوب عاشقونه برگرد پیش این دیوونه برکرد... عاشق این آهنگ مازیار فلاحی شدم! همین الاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید نجفی تاريخ: دوشنبه 16 مهر 1397 ساعت: 12:10

ما رفتیم مشهدو اومدیم از قسمت زجرآور پاهام ک هنوزم تاولاش باهامه بگذریم در کل سفر خوبی بود واقعا دلم میخواد دوباره برم... آرامشی که تو حرم داشتمو هیچ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید نجفی تاريخ: دوشنبه 16 مهر 1397 ساعت: 12:10

دیشب خیلی دلم واسه بابا تنگ شد خیلیی همیشه دلم تنگه اما خب یوقتایی بیشتر یه متنی خوندم که عین واقعیت بود میگفت بالاخره یه روز بی رحم ترین دلتنگی میاد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید نجفی تاريخ: دوشنبه 16 مهر 1397 ساعت: 12:10

بالاخره ترم سه هم با هرجور بدبختی بود تموم شد فقط این اخریا توادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید نجفی تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1397 ساعت: 14:08

با یه پسری آشنا شدم از بچه های مکانیک دانشگاهبا یه سوال مقاومادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید نجفی تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1397 ساعت: 14:08

خداروشکر ترمی که ازش متنفرم بودم کم کم داره جون میکنه دیگهچراادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید نجفی تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1397 ساعت: 14:08

لالایی کن بخواب خوابت قشنگه گل مهتاب شبا هزارتا رنگهیه وقت بیدار نشی از خواب قصه یه وقت پا نزاری تو شهر غصه لالایی کن مامان چشماش بیداره مثه هر شب لولو پشت دیواره دیگه بادبادکی تو نخ نداره نمیرسه به ابر پاره پاره چقد این شعر خوبه خدا!! همین الان در همین ثانیه قول میدم اگه روزی بچه دار شدمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید نجفی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 6:07

وااییییی خدااااا چه تابستوووون چرتییییییییییییییییییییییییییییییییی

چرا ایقد مزخرفههههه!!!!

بابا پختییییم از گرماااا

نکن قربونت برم نکن

ما همون دنیا جهنمو قراره تجربه کنیم بزا اینور یکم راحت باشیم دورت بگردم خدا جووون

خیلی حوصلم سر میره

خسته شدم توو خونه

حتی حال ندارم بنویسم....

برچسب: نویسنده: نوید نجفی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 6:07

خـُــــــــــــــــــب ترم دو معماریمون هم تموم شد اگه خدا بخوادعاقا نمراتم بسیار درخشان بوووود فک کن بیان 19.5 !! گاااد عای لااااااااااااااااو مستر اچ چقد این بشر باشعوووره نه مثه اون استاد سین چیزکش به من داده بود 9 !! به من!!من بشم 9 عاخه؟؟!پفیوز از استاد ح هم بسی راضی بودم ولی نم چرا به بقیه کم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید نجفی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 23:32

دلم گرفته حس میکنم دارم توی باتلاق فرو میرم هیچکسم نیست به فریادم برسه بغض خیلی بده بغض...خونده بودم خنده عالیه گریه خوبه اما امان از بغض...امان از بغض..الان با تمام وجودم حس نویسندشو درک میکنمدلم بابامو میخاد دلم واسه بغلش تنگ شده کاشکی بود خدایا کاش نمیبردیش خیلی زود بردیش هنوز بهش نیاز داشتم چطوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید نجفی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 19:21

چن روز پیش تو فیلم How I Met Your Mother# یه صحنه از فیلم بود که مارشال به خوده 30 سالش یه نامه نوشته بود و الان که 30 سالش شده بود داشت میخوندش هیچ کدوم از چیزایی که نوشته بودو نداشت (اما لیلی رو داشت...)الانم من میخام به خوده 30 سالم که نه خیلی دیره دیگه!به خوده 20 سالم یه نامه بنویسم یعنی دقیقن ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید نجفی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 19:21

وقتی رسیدی که شکسته بودم از همه ی آدما خسته بودم بعده یه عالم اشک و بغض و فریاد خدا تو رو برای من فرستاد...خسته شدم دوست دارم زودتر این چند ماه تموم شه عاقای پاشایی راست میگفت ما دیگه تو فکره موفقیت نیستیم فقط تو فکره اینیم که تموم شه دیگه... دلم یه قدرت زیااااد میخاد یه انگیزه قوی که بتونم این چن مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید نجفی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 19:21

سلام خودم:دی خوبی؟؟عاقا من آدرس این وبه رو یادم رفته بود اصن!!با بدبختی گیرش اوردم دوباره..حواس نمیزارن واسه ادم که! خـــُــــــــــــب ببینیم تو این تقریبن دوسال چ اتفاقاتی افتاد! اول اینکه رفتم اون نامه به خود 20 سالم رو خوندم!خدایی با چ عقلی نوشته بودمش!!! هرچی فانتزی بود اورده بودم توش!خواهرم یکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نوید نجفی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 19:21

صفحه بندی