خرید بک لینک

درباره سایت

pst 5

امکانات وب

بالاخره ترم سه هم با هرجور بدبختی بود تموم شد

فقط این اخریا تونستم بعضیا رو خیلی بهتر بشناسم...فهمیدم جز اکیپ خودمون بقیه بچه ها حتی اونایی که من یه زمانی ازشون دفاع میکردم شیشه خورده دارن

با تمام وجودم دعا میکنم این چند ترم باقی مونده هم به سرعت تموم شه و دیگه مجبور نباشم ببینمشون...

قضیه اردو..قضیه تغییر تاریخ تحویل...همین چیزای مسخره کلی رفتن رو اصابمون...

بیخیال..برن ب درک...

همیشه گفتم مهم خودمم..حالا شما بگو خودخواه..ولی چیزیه که بهم ثابت شده تو لحظات سخت فقط خودتیو خودت هیشکی به دادت نمیرسه پس بهتره همیشه خودتو بزاری تو اولویت...

حالا از این تاپیک ک بگذریم میرسیم ب تعطیلات میان ترم قشنگم

اولش خو با خاک و طوفان و زلزله و سونامی و سایر بلایای طبیعی شروع شد ک حالا کار نداریم تا یه هفته تو خونه حبسمون کرد

بعدش رفتیم ابادان تولد عمو ا. بود تازه عروس دومادم با خار مادراشون بودن

از برخوردای اقای م.ج با م.ل و چشم غره های من و پ.س و مادره م.ل که بگذریم

سفر بدی نبود...یکم خرید کردم تا حدودی تبش خوابید..دقت کنید تا حدودی

عاقا من میخوام برم گواهینامه بگیرم چرا هیشکی با من نمیاد

دیگه حرفم نمیاد چیزی ب ذهنم رسید میام اضاف میکنم

فعلن یلا بای

برچسب: نویسنده: نوید نجفی تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1397 ساعت: 14:08

صفحه بندی