حتی یه شبه دیگه به اون شبای خوب عاشقونه برگرد
پیش این دیوونه برکرد...
عاشق این آهنگ مازیار فلاحی شدم!
همین الانم که دارم مینویسم داره پخش میشه...
چندوقت بود نیومده بودم بنویسم
خب اخه چیزیم واسه نوشتن نبود
همون تابستون گرم (در این مورد البته میشه گفت داغ
) و کسل کننده همیشگی که با یه سفر اجباری به طهران بزرگ به اوج فان و لذتش میرسه
ناشکری نمیکنمااا اصلن!!شوخیشم زشته حتی!
حداقل یکم دلمون با خریدش خوش میشه
معلوم نبود این یارو هم چش بود انگا خر لگدش زده بود!
از همون اولم باش حال نمیکردم نمیدونم مژی چطور تحملش میکنه!
یه نکته دیگه ک این سفر داشت این بود که فهمیدم لامصب بچه بزرگ کردن چقد سختهههه حالا هرچقدم اون بچه آروم و شیرین و بامزه باشه!!
یعنی واقعا فکر نمیکنم یه روز توانایی این کار رو داشته باشم که یه بچه رو بزرگ کنم!!
خیلی سخته!
حالا شاید مثلن اگه پدر یا مادر اون بچه باشی ب خاطر اون عشقی که بهش داری این کارا زیاد برات سخت نباشه اما خداایی خیلی تو مخیه
حالا ای بچه ک میگمم به آرومی و شیرینی تو کل فامیل معروفه ها همه واسش غش و ضعف میرن از جمله خودم!
اما بحث بزرگ کردن یه بچه واقعا جداس!!
خدا ب همه پدر و مادرا صبر بده واقعا
حالا بیخیال این بحث دیگه
یه شنبه قراره بریم مشهد!! باورم نمیشه!بالاخره شد!
خدا کنه خوش بگذره حالا
عاقا تو اینو گوش کن از وقتی این ماسکا رو میزنم چقد خوب شده پوستمااا خدایی!!
هی میرم جلو آینه هی میام ب مامانم میگم پوستو نگاا :D
مامانمم میگه من ک میدونم اخر خودتو چش میزنی
خودشیفته شدم اصن!
این مل*وچ بدبخت هی *ون خودشو پ*ره میکرد میگفت بیا بزن هاا من گوش نمیدادم
از همون اولم لجباز و یه دنده بودم!
همه هم بهم میگن
یه جوراییم از این اخلاقم خوشم میاد
نشستم فیلم فیفتی شیدز رو دیدم با قسمت اولش قشنگ تپش قلب گرفتم!
خیلیییی اصابمو خورد کرد!
با این ک داستان جذابی داشت اما واقعا باهاش اذیت شدم
دومیش رو به مراتب بیشتر دوس داشتم اما
از ای پسرا پیدا نمیشههه ینی!!
چقد ای بشر پولدار بود عاخههههه
البته ایجوری سادیسمی خوب نیستااا
خدایا خواستی واسمون جور کنی یه حالی بده بمون بدون سادیسمشو بفرس قربونت برم
میدونم کسی پستمو نمیخونه اما رفتم مشهد واسه همتون دعا میکنم
یلا بای
برچسب:
نویسنده: نوید نجفی